چگونه می توانیم معلم خوبی شویم، ارائه بهترین الگوی آموزشی

به گزارش خبرنگاران، از دیرباز تاکنون بحث های فراوانی در خصوص شیوه های تدریس جریان داشته است. در حال حاضر نیر این بحثها در فرانسه و هم در کانادا شدت گرفته است. مطالعات اجرا شده هر روز بیش از پیش تأثیری که یک معلم خوب می تواند در پیشرفت تحصیلی دانش آموزانش داشته باشد را نشان می دهند.

چگونه می توانیم معلم خوبی شویم، ارائه بهترین الگوی آموزشی

کلرمون گوتیه (Clermont Gauthier)، محقق کانادایی، بر مبنای مطالعات آنگلوساکسون و تکیه بر یک آموزش عینی (une pédagogie explicite)، روشهایی را برای تبدیل شدن به یک معلم خوب نشان می دهد. او در تحقیق خود هم شیوه سنتی آموز که مبتنی بر انتقال دانش است و هم شیوه نوین آموزشی که آموزش را صد در صد بنا شده بر پایه دانش آموز می داند، را در نظر گرفته است. آیا شیوه های آموزشی ای وجود دارد که نسبت به سایر شیوه ها تأثیر بیشتری داشته باشد؟ نقش یک معلم در یادگیری دانش آموزانش چیست؟ نقش یک معلم در یادگیری دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی ایشان و توسعه ذهنی ایشان مهمتر از نقش خانواده است یا خیر؟

مطالعات بسکمک که در قاره آمریکای شاقتصادی اجرا شده نتایج تقریبا یکسانی را در بر داشته است: مدرسه و به خصوص معلم و شیوه او در اداره کلاس،تأثیر به سزایی در یادگیری دانش آموزان دارد. با بهبود بخشیدن شیوه های تدریس به طبع یادگیری دانش آموزان نیز بهبود می یابد، این تأثیر را به خصوص می توان در روند تحصیلی دانش آموزانی که متعلق به اقشار آسیب پذیر جامعه هستند مشاهده کرد. توجه به این مساله حائز اهمیت است که تحقیقاتی که محققان در سال 1993 صورت داده بودند نیز تاثیر به سزای معلم در یادگیری دانش آموزان را نشان داده است، از نظر ایشان در اصل نحوه تدریس یک معلم و شیوه ای که او برای اداره کلاسش انتخاب می کند، مهمترین عوامل در بهبود یادگیری دانش آموزان و گسترش ظرفیتهای یادگیری ایشان است.

از آن زمان به بعد مطالعات گسترده ای برای نشان دادن نقشی که معلمان می توانند در بهبودی عملکرد دانش آموزان خود در کنار سایر عوامل موجود مثل وضعیت اجتماعی، اقتصادی، نژاد، تجربه های قبلی و ... ایفا کنند، اجرا شده است. به طور قطع برداشت ما از مقوله آموزش در طول سی سال گذشته تغییرات بسکمک را به خود دیده است. محققان بسکمک با شرکت در کلاس معلمان و بررسی شیوه های تدریس و نحوه اداره کلاس توسط ایشان و در نهایت تاثیر آنها بر یادگیری دانش آموزان نتایح تحقیقات خود در این زمینه را منتشر کرده اند، این محققان به صراحت این مسأله را عنوان کرده اند که در حوزه آموزش ، روش هایی وجود دارد که تاثیر بسیار بیشتری نسبت به سایر روشها دارند. باراک رازنشین(Barak Rosenshine ) و رابرت اتیونس(Robert Stevens)، دو محقق در حوزه آموزشی با صورت دادن بررسیهای دقیق و پرهیز از در نظر نگرفتن پیچیدگی های آموزش ، الگوی جامعی از آموزش را به همراه عناصر اصلی آن ارائه داده اند که می تواند برای معلمان بسیار مفید باشد. این عناصر که تحقیقات اخیر نیز مهر تاییدی بر آن ها زده است، می تواند برای معلمان راهنمای بسیار مناسبی باشد.

الگوی عمومی آموزش موثر

آموزش عینی و نظام مند بر مبنای ارائه مطالب به دانش آموزان به صورت بخش بخش و بازگشت به هر بخش برای مطمئن شدن از این مسأله است که همه آن ها مطالب ارائه شده را فرا گرفته اند. علاوه بر آن شرکت دادن همه دانش آموزان در بحث ضرورت بسکمک دارد. این الگوی آموزشی به طور خاص برای آموزش روخوانی، ریاضی و دستور زبان مادری و خارجی کارایی بسکمک دارد. علاوه بر آن کارایی این الگو در تدریس به کودک و علاوه بر آن دانش آموزانی که روند یادگیری کندی دارند و در نهایت برای آموزش مسائل جدید تر و پیچیده تر به دانش آموزان قوی تر در کلاس ، اثبات شده است.

از نظر رازنشاین و استونس ، الگوهای عینی تدریس سه مرحله مجزا دارد : بخش اول نمونه سازی(odelage) است که به دانش آموزان این امکان را می دهد تا هدف از آموزش مطلبی که قرار است در کلاس درس تدریس شود را درک کنند، پس از آن نوبت به مرحله همکمک با دانش آموز (pratique guidée) می رسد که معلم دانش آموز را در یادگیری همکمک می کند و در نهایت نیز مرحله عملکرد مستقل(pratique autonome) قرار گرفته است که شرایط را برای یادگیری نهایی دانش آموز بر اساس پایه اطلاعات مقدماتی وی فراهم می آورد.

نمونه سازی دانش: کلید اصلی تفکر

در این مرحله از کار معلم باید تمامی تلاش خود را به کار بندد تا بتواند تا جایی که امکان دارد توجه دانش آموزان را به خود جلب کند. سپس باید با بیانی شیوا، رابطه ای مناسب بین مطالبی که قرار است تدریس کند و مطالبی که دانش آموزان از قبل فرا گرفته اند ایجاد کند. در طول این مرحله از آموزش، مطالبی که قرار است ارائه شوند بر اساس ضریب پیچیدگی ای که دارند دسته بندی می شوند. توجه به این مساله برای معلمان بسیار ضروریست که ارائه حجم سنگینی از مطالب در یک نوبت بخش زیادی از حافظه کاری دانش آموز را اشغال کرده و روند یادگیری وی را با مشکل روبرو می کند. معلم باید این مساله را برای دانش آموزان مشخص کند که دقیقا از آن ها چه انتظاراتی دارد و آن ها باید چه مطالبی را بیاموزند. برای نیل به این امر او باید الگوی مناسب را به دانش آموزانش ارائه دهد ، به بیانی ساده تر باید برای آنها مثال بزند.

توجه به این مطلب بسیار ضروریست که معلم باید در اصل طوری عمل کند که گویا در حال تفکر با صدای بلند است. برای مثال اگر بخواهد درس ریاضی را تدریس کند، باید مراحل ذهنی کار را مرحله به مرحله برای دانش آموزان توضیح بدهد. اگر مرحله ای از کار به درستی برای دانش آموزان توضیح داده نشود ، به یادگیری ایشان آسیب وارد شده و گیج می شوند. برای مثال تصور کنید معلم می خواهد ریاضی درس بدهد و درسش چند مرحله دارد، جلوتر به بیان این مساله پرداختیم که لازم است درس را به مراحل مختلف تقسیم بندی کرده و مطمئن شود که دانش آموزان تمامی مراحل را به خوبی فرا گرفته اند. حال اگر دانش آموزی مرحله 2 را به خوبی فرانگرفته باشد و معلم به سراغ تدریس مرحله 3 برود، کل فرایند یادگیری او با اختلال روبرو می شود چرا که در زمانی که معلم در حال تدریس مرحله سوم است، ذهن این دانش آموز همچنان در حال تلاش برای درک سازوکار مرحله دوم است.

برخلاف آنچه که گروهی از منتقدان این الگوی آموزشی اعتقاد دارند ، نقش دانش آموز به هیچ عنوان در این الگو غیر فعال نیست چرا که همانطور که به این مساله اشاره کردیم، معلم با سوال های فراوانی که مطرح می کند به طور دائم دانش آموزان را بر می انگیزد. زمانی که یک دانش آموز می داند هر لحظه ممکن است معلمش او را خطاب قرار دهد، به طور ناخودآگاه ذهنش به طور کامل روی مطلب متمرکز می شود. وانگهی زمانی که یک معلم می خواهد مطلب جدیدی را در کلاس تدریس کند ، باید به این مساله نیز توجه داشته باشد که دانش آموز برای یادگیری این مطلب جدید چه مطالبی را باید از قبل فرا گرفته باشد چرا که بالاخره زمانی فرا می رسد که دانش آموز مجبور می شود به آموخته های پیشین خود مراجعه کند. این استراتژی تدریس بسیار حائز اهمیت است چرا که در این حال معلم نه تنها مطالب جدیدی را به دانش آموز می آموزد بلکه با برانگیختن مطالب قبلی سبب دوره شدن آن ها برای او هم می شود. تکالیف منزل اهمیت بسیار بالایی دارند چرا که به دانش آموز کمک می کنند آنچه که فرا گرفته است را دوره کند.

اما توجه کنید ، به هیچ عنوان نیازی نیست یک معلم برای تکالیف منزل دانش آموزان سوالات بسیار سختی را طراحی کند بلکه حداقل برای مدتی میزان سختی سوالاتی که برای منزل طرح می شوند باید دقیقا در حد مسائل کار شده در کلاس باشد ؛ به هیچ عنوان نیازی نیست سوالات یا تکالیف سختی برای منزل طرح شوند.

در مرحله دوم تدریس معلم باید میزان یادگیری مطلب توسط دانش اموزان را بسنجد. برای نیل به این منظور او باید در هر مرحله از تدریس به طور دائمی سوالاتی را مطرح کند تا ذهن دانش آموزان را به مراحل قبلی باز گرداند. این مرحله از تدریس بسیار حائز اهمیت و البته بسیار طولانی است. معلم نباید اینگونه فکر کند که هرچه که از آغاز کلاس مطرح کرده به طور کامل برای همه دانش آموزان جا افتاده است. بین آنچه که یک معلم درس می دهد و آنچه که دانش آموزان برداشت می کنند بعضا دریایی از تفاوت وجود دارد.

بنابراین این مرحله از کار به معلم کمک می کند تا بفهمد دانش آموزانش تا اندازه مطالب را فرا گرفته و تا چه حد توانایی پاسخ گویی به سوالات را دارند. یادمان باشد اگر مساله ای به اشتباه در ذهن دانش آموزان جا بیافتد و اندکی زمان سپری شود ، خارج کردن آن از ذهن ایشان و جایگزین کردن آن با اطلاعات درست زمان بسیار بیشتری خواهد برد نسبت به زمانی که معلم همان موقع و در حین تدریس شبهه هایی که ممکن است در ذهن دانش آموز شکل بگیرد را رفع کند.

در طول این مرحله از تدریس معلم باید کار را با دانش آموزانش پیش ببرد، از آنها سؤال کند، از ایشان توضیح بخواهد و در نهایت هر زمانی که نیاز بود به توضیحات ایشان چیز جدیدی بیافزاید. او کار خود را به همین شیوه ادامه می دهد تا زمانی که مطلب برای همه جا بیافتد. این مرحله از کار در صورتی که دانش آموزان به صورت گروهی کار کنند تا بتوانند دانش خود را با هم مقایسه کنند، تاثیر به سزایی در روند یادگیری خواهد داشت. مرحله دوم از این شیوه آموزشی به نحوی طراحی شده که دانش آموزان نه تنها درس جدید خود را فرا بگیرند، بلکه بتوانند آموخته های قبلی خود را نیز دوره کنند.

مرحله سوم که بر اصل اتکا به خود استوار شده است تنها زمانی فرا می رسد که معلم مطمئن شده باشد همه دانش آموزان مطالب ارائه شده را به خوبی فرا گرفته اند و یا حداقل به درک بالایی از آن دست یافته اند. اگر دانش آموز مطلب را به خوبی فرا گرفته باشد، مرحله سوم این امکان را برای او مهیا می کند که به طور کامل به استقلال برسد. در انتها این مرحله لازم است تا دانش آموز بتواند مسائل مربوط به مطلب تدریس شده را به صورت روان و بدون اشکال حل نماید.

وانگهی یک آموزش موثر نیازمند این است که یک معلم در طول سال به طور منظم هر آنچه را که آموزش داده دوره کند. برای نیل به این منظور او می تواند برای سنجش توانایی های دانش آموزان خود آزمون هایی را طراحی کند و سپس بر مبنای نتیجه این آزمون ها به رفع مسائل دانش آموزان بپردازد. توجه به این مساله الزامیست که یک آموزش موثر زمانی امکان پذیر خواهد بود که دانش آموز تسلط کامل بر مطالبی داشته باشد که قبلا تدریس شده و مرتبط با درس جدید هستند. علاوه بر این تمامی مطالب بابد طوری برای دانش آموزان جا بیفتد که آن ها به راحتی توانایی حل مسائل مرتبط با آن ها را داشته باشند، یادگیری تئوری وار به هیچ عنوان کافی نیست. متأسفانه بسکمک از روش های تدریسی که امروزه به کار گرفته می شوند به هیچ عنوان توجه مناسبی به این مرحله حساس نشان نمی دهند.

منبع: خبرگزاری مهر
انتشار: بروزرسانی: 14 آبان 1398 شناسه مطلب: 343

به "چگونه می توانیم معلم خوبی شویم، ارائه بهترین الگوی آموزشی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چگونه می توانیم معلم خوبی شویم، ارائه بهترین الگوی آموزشی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید