پیرزن جوانی که خواهر من بود تجربه شخصی ام نیست

به گزارش مجله نیلوفری، به گزارش خبرنگار خبرنگاران در فارس، آیین رونمایی از جدیدترین کتاب صمد طاهریچهارشنبه 31 شهریور با حضور این نویسنده، احمد اکبرپور، مجتبی فیلی و ندا کاووسی فر برگزار گردید.

پیرزن جوانی که خواهر من بود تجربه شخصی ام نیست

مجتبی فیلی در این نشست کتاب تازه صمد طاهری که تِم طنز دارد و اسمش هم طنزآمیز است را سرشار از موتیف های تکرارشونده طنز اسم کرد و گفت: در این کتاب رگه هایی از داستان های دی.جی.سلینجر و رومن گاری دیده می گردد.

به گفته این منتقد ادبی، طنزی که در زیرزمین امیر کاستاریتسا دیده می گردد در این کتاب هم مورد استفاده قرار گرفته است.

فیلی با گریزی به فیلم کوتاه و سینما، ادامه داد: گرچه فیلم کوتاه گمان می رود ساده تر از سینمای بلند است، اما به علت موجز بودن کاری بس سخت است که داستان کوتاه هم به این میزان سخت می نماید.

وی با اشاره به نکته ظریفی که طاهری در این کتاب بکار گرفته است، گفت: حضور احمد اکبرپور، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان و نویسنده اثر یعنی صمد طاهری در میان شخصیت های کتاب از ویژگی های پیرزن جوانی که خواهر من بود است.

در ادامه نوبت به صمد طاهری، نویسنده کتاب پیرزن جوانی که خواهر من بود رسید که در این مراسم محدود که در فضای کتاب سرای نوبنیاد کهور شیراز برپا شد، صحبت کند.

نویسنده کتاب های زخم شیر و شکار شبانه و برگ هیچ درختی با بیان اینکه اگرکه نویسنده حرفی برای گفتن داشته باشد آن اثر را شاخص می گرداند، خاطرنشان کرد: این به معنای این نیست که تکنیک و یا فرم چیز بدی است اما داشتن حرف و سخن از ویژگی های داستان نویسی است.

وی با اشاره به تحلیل مجتبی فیلی از پیرزن جوانی که خواهر من بود، خاطرنشان کرد: این کتاب ربطی به زندگی شخصی من ندارد و تجربه زیسته نویسنده نیست.

صمد طاهری سپس در ادامه این نشست که در میانه آن ابوتراب خسروی هم به جمع مخاطبان آن افزوده شد، صفحاتی از کتاب را برای مخاطبان این نشست خواند.

در بخشی از کتاب پیرزن جوانی که خواهر من بود که از سوی نشر نیماژ شهریورماه 1400 به بازار نشر آمد می خوانیم: گاسپار بشکه ایل و تبارش را سوار ابوطیاره اش کرد و فلنگ را بست. ابوطیاره اش یک فولکس واگن ون بود که درِ مسافرش کشویی باز و بسته می شد و به رنگ آلبالویی مرده بود. پدرم بهش می گفت بچه مینی بوس. می گفت؛ اگه خوب بهش آب و علف بدن، چند سال دیگه می شه مینی بوس. ولی هیچ وقت نشد. تا روزی که ما همسایه بودیم، بچه مینی بوس باقی ماند. رنگش را هم خودش می گفت زرشکی. پدرم گفت: آخه تو چه آدم فنی ای هستی که رنگا رو از هم تشخیص نمی دی؟ من نقاش شرکت نفت بود م. گاسپار خیکی گفت: باباجان، رنگ زرشکی که معلومه. بحث الکی چرا می کنی؟ فکر کنم تو توی عمرت زرشک ندید ی.

در معرفی کتاب پیرزن جوانی که خواهر من بود اثر صمد طاهری آمده است:صمد طاهری در داستان کتاب پیرزن جوانی که خواهر من بود دوباره به مقوله زوال معصومیت پرداخته است. همان مقوله ای که در اثر تحسین شده اش برگ هیچ درختی هم موضوع داشت و در داستان کوتاهش هم، گاه به آن پرداخته است. در این داستان آبادان و مردمانش و موقعیت چندفرهنگی اش نقش اساسی ایفا می نمایند، هم چنین نمایان ساختن فرایند یکسان سازی آدم ها و حذف آن ها که در چهارچوب ها نمی گنجند از زیر لایه های اثر طاهری است. اثری پر از لحظات ناب طنزآمیز و سرخوشانه که راوی اش اگرچه با اطرافیان صادق نیست و حرکش از دسته قربانیان به دسته قربانی نمایندگان را به خوبی در اثر بازنمایی می نماید. صمد طاهری در کتاب پیرزن جوانی که خواهر من بود مخاطب را می خنداند و خشمگین می نماید و عاطفه اش را بر می انگیزد. او راوی آدم هایی است که همیشه در نوجوانی شان گیر نموده اند.

یادآور می گردد این برنامه در کتاب سرای تازه گشایش یافته کهور شیراز و به تلاش فرامرز دهقان برگزار گردید.

منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران
انتشار: 8 مهر 1400 بروزرسانی: 8 مهر 1400 گردآورنده: nfliri.ir شناسه مطلب: 1675

به "پیرزن جوانی که خواهر من بود تجربه شخصی ام نیست" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "پیرزن جوانی که خواهر من بود تجربه شخصی ام نیست"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید